†لطفا نظر بدهید†
نام اصلی: محمدرضا
نام خانوادگی اصلی: گلزار
سمت (در بخش های): بازیگران
تاریخ تولد: 1354
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
مدرک تحصیلی: لیسانس مکانیک
بیوگرافی
قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم سام و نرگس بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای زمانه، بالای شهر، پایین شهر و شام آخر بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای بوتیک و چشمان سیاه بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم 13 گربه روی شیروانی آغاز کرد.
شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم بوتیک نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...
بیوگرافی هدیه تهرانی:
نام: هدیه تهرانی
تاریخ تولد: 1351
محل تولد: تهران
مدرک تحصیلی: دیپلمه
برای بازی در فیلم « روز واقعه » انتخاب شد اما بعد ها لادن مستوفی جای او را گرفت. کیانوش عیاری هم او را برای بازی در « بودن یا نبودن » انتخاب کرد که بعدها عسل بدیعی به جای او برگزیده شد. اما سرانجام مسعود کیمیایی او را برای فیلم « سلطان » انتخاب کرد و هدیه تهرانی وارد سینمای حرفه ای شد.
بازیهای راحت و روان او در فیلمهای « غریبانه » و به خصوص « شوکران » تحسین همگان را برانگیخت. او سال 1381 را با بازی در فیلمهای « آبادان » و « دنیا » آغاز کرد و بازی اش در فیلم « رومی و زنگی » - جدیدترین فیلم ناصر تقوایی - با توقف کامل فیلمبرداری عملا منتفی شد. او در فیلم دختر ایرونی هم خوش درخشید.
(( لذت زندگی ))
یك تاجر آمریكایى نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
از مكزیكى پرسید: چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟
مكزیكى: مدت خیلى كمى !
آمریكایى: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانوادهام كافیه !
سگ باهوش
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که از مغازه دورش کند اما ناگهان کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه راگرفت و رفت.
![]()
![]()
در حضور خـارها هم می شـود یک یــاس بود
![]()
در هیــاهوی مـترسـک ها پـر از احسـاس بـود
![]()
دست بر مـی شـــود حتـــی بــرای دیـــدن پــــروانــه ها
![]()
دست بر شیشـــه های مـات یک متـروكــه را الماس بود
![]()
دست بر دســــت در دســــت پـــرنــــده بــــال در بــــال
![]()
دست بر نسیـم سـاقه های هرز این بیشه ها را داس بود
![]()
دست بر كـاش می شـد حـرفی از "كاش می شد"هم نبود
![]()
دست بر هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود




دوست داشتن را در تو می بينم ای دوست
كه تويی تمامی خوشحالی و غمگينی هام
دوست دارم

باز شب شد، چقدر تنهایم ![]()
گفته بودی که شبی می آیم![]()
باز شب شد و از پنجره ام![]()
همچنان راه تو را می پایم![]()
کنج این پنجره ها شب همه شب![]()
منم و گریه و های و هایم![]()
پشت این پنجره ها تا به سحر ![]()
پنجه بر پیکر شب می سایم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نکند بیهوده عمر خود را ![]()
پشت این پنجره می فرسایم![]()
نکند بیهوده تکرار شود![]()
قصه چشم به راهی هایم ![]()
باز چون دیشب و شبهای دگر![]()
می روم پنجره را بگشایم ![]()
باز شب شد، شب و از پنجره ام ![]()
این اولین سوالی بود که تو اولین روز آشناییمون ازش پرسیدم .
یه نگاه عمیق بهم کرد و با آه گفت : نمی دونم ...
امروز بازم اون سوال ازش پرسیدم .
این سوال آخرین کلامی بود که تو روز جداییمون بینمون زده شد .
این بار با چشمانی خیس به من نگاه کرد و آروم ترکم کرد . بدون اینکه جوابمو بده ....
اون رفت اما ندونست که معنای عشق من بود ...


پرسید چقدر مرا دوست داری ؟
سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...
گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...
عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .
به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .
به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...
به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .
به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .
به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * .
به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم .
به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .
به عشق دیدنت بی قرارم . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .
به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی * دوستت دارم * . . .
من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم
به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .
لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .
آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...
به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .
من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...
به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .
به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی
به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...
ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها * دوستت دارم * .
پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟
این بار او سکوت کرد .
و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...
اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...
و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست 






روز دوم نگاهی گرا به او انداختم
روز سوم سرم را بالا گرفتم وبه چشمانش نگریستم
روز چهارم نگاهم را جواب داد
روز پنجم به پذیرایی چشمانم امد
روزششم با چشمانش عهد بستم
روزهفتم چشمانم لبریز اشک عشق بود
روز هشتم با چشمانش عهدش را شکست
روز نهم اشک مهمان چشمانم شد
روز دهم دیگر نگاهم نکرد
و ۱سال گذشت و هنوز چشمانم منتظرنگاهش است
و اخر بعد از یکسا ل برای همیشه چشمانم را بستم تا هرگز نگاه کسی به نگاهم پیوند نخورد
وحال نابینام![]()
![]()
کاش هرگز نگاهش نمیکردم![]()
در دفتر عشق یادگاری ننویسید.!
یک لحظه تامل کن!
در صورت شب ماه رخ یار نبینید !
یک لحظه تامل کن !
تا صبح شود! یک لحظه نخوابید!
شب را به سحر زنده نگهدار!
صبح است !طلوع از سر مشرق ننمایید!
نور است ! پشت به دیوار نسایید!
مهر را به هر کوچه بن بست نیارید!
راز است نگویید!
خون است نجوشید!
راه است به دروازه پرواز نه پویید!
تو بت عاشق فروش
کلی خونه به دوشی
شوق آشیون نداری
عاشهاتو می فروشی
آشیون جفت پرنده
نوبهاره گفت و خنده
حالا کی میگه جدایی
حالاکی دل نمی بنده
زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان میگذرد... آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد